تا دیار یار راهی نیست

 

 

 

 

تا دیار یار راهی نیست

ديشب دلم هواي تو کرد و تو نبودی چشمانم براي تو باريد و تو نبودی آن يادگاري زيبا برگ گل سرخ تصوير اسم زيباي تو بود تو نبودی چشمانم تمناي نگاه تو ميکرد در آتش عشقِ تو بود و تو نبودی آن قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت ديدار تو بود و تو نبودی

سید مرتضی حسینی مهر


فهرست اصلي

صفحه اصلي

آدرس ايميل

آرشيو وبلاگ


قلم زن عشق

سید مرتضی حسینی مهر

لینـک به جـاده عشـق

جای لینک وبلاگ شما خالیه



اسمـاعیل قربـانی عشــق
مــرد بـارونــی
شـب غــــزل
مرگ یه اتفاق معمولیست
یک فیلمساز جوان
من؛ محمد رضـا
ابـــر بی باران
عکس در عکس
....ســـــرای عـــاشقــــان....
آمده،یار آمده در بگشایید
پشت دریا شهریست
جنون عشق
بلند پرواز
عشق سوخته
زنـده اندیشــی
آهنگهای ماندگار


یه کلیک ارزششو داره

پیشنهاد های عاشقانه برای همسران
قالب هاي پرشين بلاگ
عطر و داغ خاطراتم
مشکل طراحي قالب وبلاگ
هک امنيت
دانلود نرم افزار


یادگار به جا مانده

آبان ۸۸
شهریور ۸۸
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦


مشخصات

 
 
پشتيباني : PersianBlog
قالب :
Theme


  RSS  

 

 

نیاز عاطفی همسران(جهت درخواست رمز به این آدرس میل بزنید hoseinimehr.s@gmail.com)

مشاهده یادداشت خصوصی

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٢٧ آبان ۱۳۸۸ ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ  | دیار یار



ضمانت

اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی، تضمینی بر این نیست که
اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه
وآنقدر ادامه بده که....

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ  | دیار یار



بی تاب

چه غم انگیز است آن لحظه که از خاطر تو پاک شوم

تو به راه خود روی و من اسیر خاک شوم

چه نفس گیر است آن لحظه که در ثانیه ها

غرق لحظه ای سکوت و شب و مهتاب شوم

چه عذاب آور است این ثانیه ها و لحظه ها

وقتی که برای دیدنت بی تاب و با یاد تو در خواب شوم

 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ مهر ۱۳۸٧ ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ  | دیار یار



 

پرنده ای که دوستش داری رها کن اگه عاشقت باشه برمیگرده

والا هیچ وقت عاشقت نبوده

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۱ امرداد ۱۳۸٧ ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ  | دیار یار



همسران بدانند

.
  -بهترین راه حل برای برخورداری از یک زندگی راحت و ایده ال این است که ازدواج کنید 

.
-هرگاه همسرتان چندان عاشق پیشه نیست مستقیما این مطلب را به او گوشزد نکنید. به او بگوئید که از نظر احساسی تغییر کرده است
 .

  -پس از هر جر و بحث و دعوا غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان معذرت خواهی کنید
 .

  -همسرتان را به آرامی و با اشتیاق ببوسید شاید این هنری باشد که برای انجام آن به تمرین نیازمند باشید 
.

- یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید 
.

- بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید
.

  -با بوسه صبحگاهی همسرتان را از خواب بیدار کنید
 .

  - همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید
 .

  -نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد
 .

  -به هنگام تماشای تلویزیون همسرتان را در آغوش بگیرید
 .

  -در مواقع لزوم قوانین روزمره و عرفهای اجتماعی را زیر پا بگذارید
 .

  -فقط برای آقایان: عشق بازی کنید, جنگ نکنید. (خانمها از وسیله شدن در عشق بازی متنفرند)
 

  -فقط برای بانوان : هرگز همسرتان را مسخره نکنید و بدیهای شوهرتان را با خوبیهای شوهران دوستان یا اقوام مقایسه نکنید. (آقایان از مقایسه متنفرند)

  - هیچوقت از بیان این جمله خجالت نکشید:

دوستت دارم

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ  | دیار یار



اشکهایم را پاک کن

صدایم کن که صدایت ارامش وجود من است

نگاهم کن که درون چشمانت برایم طلوع یک دنیا عشق و محبت است

دعایم کن که دعای تو تضمین فرداهای زیبای با تو بودن است

نوازشم کن که دستان پرمهرت گرمی گونه های سرد و خیسم است

باورم کن که با باور تو من عاشقترینم

اشکهایم را پاک کن حالا نگاهم کن کمی با من درد دل کن مرا آرام کن

بگذار سرم را بر روی شانه هایت بگذارم بگذار دستانت را بفشارم

بگذار بگویم چقدر دوستت دارم

با آن چشمهای زیبایت نگاهم کن ای عشق

م.ل

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ فروردین ۱۳۸٧ ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ  | دیار یار



به خدا عشق ما بی ریاست

من هستم و تو هستی و یک فاصله بین ما

من تنها هستم و عاشق هستم و دلتنگ یار

لحظه هایی بود که هر گاه دلتنگت میشدم کار من اشک ریختن بود و غصه خوردن

مدتیست که دیگر دلتنگت نمیشوم برسر سجاده عشق سجده میکنم و تو را دعا میکنم

و آخرسر یک سجاده خیس به جا می ماند و یک دل خالی از درد و دلتنگی

 

دو چشم خیس و یک دل خالی از درد سهم من از دیدار با اوست

سجده میکنم در برابر او که مرا یاری میدهد و روزی ما را به هم خواهد رساند

من که امیدوارم به فرداهای با تو بودن تو نیز با امیدواری من امید داشته باش بخدای خویش

من هستم و روز شب راز و نیاز با خدایک دل پر از راز هست و تو هستی که تنها نیاز منی

بعد از ذکر کلام خدا نام مقدس تو را زمزمه میکنم برای خدا، برای دلم !

ما را به هم برسان ای بخشنده ترین ای مهربانترین

به خدا عشق ما بی ریاست

م.ل

 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٦ اسفند ۱۳۸٦ ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ  | دیار یار



تنها با تو عاشقترینم

زمانیکه این کلمه مقدس را بر زبان می آوردی در قلبم چه غوغایی به پا میشد

آتش قلبم بیش از همیشه تندتر میشد آن زمان بیشتر از هر لحظه ای احساس میکردم که

یک عاشقم

و احساس میکردم که یک نفر در این دنیای بزرگ عاشق و دلسوخته من است... عزیزم

بار دگر این کلمه مقدس را از ته دلت به من بگو تا دوباره احساس کنم دنیا مال من است

تو همه هستی منی، تو بهترین لحظه زندگی منی قلبم تنها برای تو می تپد

این لحظه های سخت زندگی به عشق تو میگذرد به عشق تو عاشقترینم

تو همانی هستی که مرا از سراب تنهایی نجات دادی ای تنها بهانه برای نفس کشیدنم

بیا و همچنان بهانه من برای برای زندگی در این دنیای بی محبت باش

همه دنیا یک سو و تو نیز که همه دنیای منی سویی دیگر تو را میخواهم نه برای نیاز خویش

تنها برای قلب تنهایم

این تویی که تنها لایق قلب پر احساس منی زیرا تو پراحساس تر از این قلب عاشق منی

صداقت را از درون چشمانت میخوانم و این را میدانم که تو پاکترین عشق روی زمینی

بیا و مثل باران بر روی من ببار بیا و بر تن پر از گناهم با پاکی قطره هایت ببار

و گناه هایم را از وجودم محو کن بگذار لحظه ای دستان گرمت را بگیرم تا باور کنم

 که مال من شده ای من تنها با تو عاشقترینم تو نباشی من تنها ترینم

م.ل

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٥ بهمن ۱۳۸٦ ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ  | دیار یار



از جنس چشمهای تو

باز هم تب غربت مرا فرا گرفت وقتی حضور خوب تو را کم می آورم

این دل گرفته است

لحظات من تهی است

یک بار هم که شده نام مرا صدا بزن

ای عشق ماندنی، در حسرت دقایق من، جز تو هیچ نیست

این اشک ها هوای تو را زنده میکنند

دستی به مهربانی آیینه ها برآر

بر گونه های من قطراتی  نشسته است

از جنس چشمهای تو

حال و هوای بسته این خانه را ببین

بشتاب نازنین.......ا

ش.ت

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ دی ۱۳۸٦ ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ  | دیار یار



 

عشق لذت شکفتن است

لذت دوباره زیستن

دوباره بودن است

در پناه شعله ای گداختن

                                                                 

                       

                                                                 

.

.....و عاشقی

گلوی بسته تمام دردهاست

با زلال اشتیاق رفتنی

که در هجوم یک نفس غروب میکند

عشق

آشیانه ی بلند حضرت صداقت است

بندگی است

رفتن و رسیدن است

عشق

زندگی است

 

 

پيام هاي ديگران ()

نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱ آبان ۱۳۸٦ ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ  | دیار یار