|
تا دیار یار راهی نیست
|
|||
|
تا دیار یار راهی نیست |
|
||
|
فهرست اصلي قلم زن عشق سید مرتضی حسینی مهرلینـک به جـاده عشـق
یه کلیک ارزششو داره
یادگار به جا مانده
مشخصات
|
|
نیاز عاطفی همسران(جهت درخواست رمز به این آدرس میل بزنید hoseinimehr.s@gmail.com)
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٢٧ آبان ۱۳۸۸ ساعت ٩:۳٢ ب.ظ | دیار یار ضمانت
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی، تضمینی بر این نیست که
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:٥٦ ب.ظ | دیار یار بی تاب
چه غم انگیز است آن لحظه که از خاطر تو پاک شوم تو به راه خود روی و من اسیر خاک شوم چه نفس گیر است آن لحظه که در ثانیه ها غرق لحظه ای سکوت و شب و مهتاب شوم چه عذاب آور است این ثانیه ها و لحظه ها وقتی که برای دیدنت بی تاب و با یاد تو در خواب شوم
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ مهر ۱۳۸٧ ساعت ۸:٢٩ ب.ظ | دیار یار
پرنده ای که دوستش داری رها کن اگه عاشقت باشه برمیگرده والا هیچ وقت عاشقت نبوده
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۱ امرداد ۱۳۸٧ ساعت ۳:٤٩ ب.ظ | دیار یار همسران بدانند
.
. -پس از هر جر و بحث و دعوا غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان معذرت خواهی کنید -همسرتان را به آرامی و با اشتیاق ببوسید شاید این هنری باشد که برای انجام آن به تمرین نیازمند باشید - یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید - بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید -با بوسه صبحگاهی همسرتان را از خواب بیدار کنید - همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید -نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد -به هنگام تماشای تلویزیون همسرتان را در آغوش بگیرید -در مواقع لزوم قوانین روزمره و عرفهای اجتماعی را زیر پا بگذارید -فقط برای آقایان: عشق بازی کنید, جنگ نکنید. (خانمها از وسیله شدن در عشق بازی متنفرند) -فقط برای بانوان : هرگز همسرتان را مسخره نکنید و بدیهای شوهرتان را با خوبیهای شوهران دوستان یا اقوام مقایسه نکنید. (آقایان از مقایسه متنفرند) - هیچوقت از بیان این جمله خجالت نکشید: دوستت دارم
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت ۸:۳۳ ب.ظ | دیار یار اشکهایم را پاک کن
صدایم کن که صدایت ارامش وجود من است نگاهم کن که درون چشمانت برایم طلوع یک دنیا عشق و محبت است دعایم کن که دعای تو تضمین فرداهای زیبای با تو بودن است نوازشم کن که دستان پرمهرت گرمی گونه های سرد و خیسم است باورم کن که با باور تو من عاشقترینم اشکهایم را پاک کن حالا نگاهم کن کمی با من درد دل کن مرا آرام کن بگذار سرم را بر روی شانه هایت بگذارم بگذار دستانت را بفشارم بگذار بگویم چقدر دوستت دارم با آن چشمهای زیبایت نگاهم کن ای عشق م.ل
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ فروردین ۱۳۸٧ ساعت ٩:۱۱ ب.ظ | دیار یار به خدا عشق ما بی ریاست
من هستم و تو هستی و یک فاصله بین ما من تنها هستم و عاشق هستم و دلتنگ یار
لحظه هایی بود که هر گاه دلتنگت میشدم کار من اشک ریختن بود و غصه خوردن مدتیست که دیگر دلتنگت نمیشوم برسر سجاده عشق سجده میکنم و تو را دعا میکنم و آخرسر یک سجاده خیس به جا می ماند و یک دل خالی از درد و دلتنگی دو چشم خیس و یک دل خالی از درد سهم من از دیدار با اوست سجده میکنم در برابر او که مرا یاری میدهد و روزی ما را به هم خواهد رساند من که امیدوارم به فرداهای با تو بودن تو نیز با امیدواری من امید داشته باش بخدای خویش من هستم و روز شب راز و نیاز با خدایک دل پر از راز هست و تو هستی که تنها نیاز منی بعد از ذکر کلام خدا نام مقدس تو را زمزمه میکنم برای خدا، برای دلم ! ما را به هم برسان ای بخشنده ترین ای مهربانترین به خدا عشق ما بی ریاست م.ل
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٦ اسفند ۱۳۸٦ ساعت ۱٠:٢٧ ب.ظ | دیار یار تنها با تو عاشقترینم
م.ل
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ٥ بهمن ۱۳۸٦ ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ | دیار یار از جنس چشمهای تو
باز هم تب غربت مرا فرا گرفت وقتی حضور خوب تو را کم می آورم این دل گرفته است لحظات من تهی است یک بار هم که شده نام مرا صدا بزن ای عشق ماندنی، در حسرت دقایق من، جز تو هیچ نیست این اشک ها هوای تو را زنده میکنند دستی به مهربانی آیینه ها برآر بر گونه های من قطراتی نشسته است از جنس چشمهای تو حال و هوای بسته این خانه را ببین بشتاب نازنین.......ا ش.ت
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱۸ دی ۱۳۸٦ ساعت ۸:٢۳ ب.ظ | دیار یار
عشق لذت شکفتن است لذت دوباره زیستن دوباره بودن است در پناه شعله ای گداختن . .....و عاشقی گلوی بسته تمام دردهاست با زلال اشتیاق رفتنی که در هجوم یک نفس غروب میکند عشق آشیانه ی بلند حضرت صداقت است بندگی است رفتن و رسیدن است عشق زندگی است
نوشته شده توسط سید مرتضی حسینی مهر در ۱ آبان ۱۳۸٦ ساعت ۸:۱٤ ب.ظ | دیار یار |
|